تمام عمرم شنیدم زندگی یک جاده است
، حالا شرح و تفسیرهایی که بعد از این جمله
از فکر و قلم خیلی ها تراوش شده بماند
، تنها چیزی که ازش مطمئنم اینه که زندگی یه
جاده ا
س اما هر وقت ما می پیچم اون نمی پیچه و زمانی که اون می پیچه، ما نمی پیچم
و باید سر بزنگاه همین جاده ی ناجور خوشبختی را گیر انداخت.
.....
باید مثل مار بپیچد از غم به خود
آن جاده ای که پای تو
مزینش نکرده
به افتخار عبور
.....
ته کلوم :
احساس می کنم باید به زندگیم روح تزریق کنم ... بد جوری خماره.
چند کلوم ختم کلوم :
* خیلی مضحکه،این روزها کسی داره جا نماز آب می کشه و آداب دینداری به مردم یاد میده
که فقط من میدونم چه گندهایی بالا آورده ... دارم به ارشاد آدمها ایمان میارم .
* وقتی بلند بلند فکر میکنی مهم نیست عواقبش چیه مهم اینه که خودسانسوری نمیکنی.
* مدتیه تو خونه آشپزی میکنم ... دلم میخواد یه سرآشپز بزرگ بشم ... جوگیر شدم.
* از این به بعد پستهامو بدون عکس می نویسم مگر اینکه ضرورت داشته باشه .
به قلم الهام نیکدل دوشنبه نهم شهریور 1388